فهرست

اخبار شهرستان‌ها

به مناسبت گرامیداشت روز شعر و ادب فارسی؛

«عصر شعر ارغوان» در زنجان برگزار شد

به مناسبت گرامیداشت روز شعر و ادب فارسی، نشست ادبی «عصر شعر ارغوان» با حضور جمعی از شاعران و نویسندگان به صورت مجازی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی زنجان، نشست «عصر شعر ارغوان» به همت محفل ادبی استاد رضا روزبه اداره کل کتابخانه های عمومی استان زنجان و محفل ترمه کتابخانه های عمومی شهرستان زنجان به مناسبت گرامیداشت روز شعر و ادب فارسی، با شعرخوانی، شاهنامه خوانی و خوانش غزل هایی از اشعار استاد شهریار و با حضور جمعی از شاعران و نویسندگان در سالن اجتماعات کتابخانه عمومی سیدافضل موسوی زنجان در بستر اسکای روم برگزار شد.
 
جواد چراغی در این نشست به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
من درد تو هستم، چه بخواهی، چه نخواهی
دردی که ندارد هدفی غیر تباهی
غمخوار تو بودم که ندیدم غم خود را؟
افتاده در آیینه ی چشمان من آهی
گاهی شده ام ماهی و گاهی شده ام ماه
من‌ غرق دعا، غرق گناهم ته چاهی
ای پاسخ هر چون و چرا ای تپش دل
ای برّه ی سیری که پیِ مهرگیاهی
عریانیِ افتاده به سربسته ترین چاه!
تو سرنخی از پیرهن سرخ گناهی
سر رفته غزل از من و در رفته غزالی
هربار گره خورده نگاهم به نگاهی
ای رفته تر از رفته تر از رفته تر از، راه!
با خستگی ام راه بیا، گاه به گاهی
 
محمدمهدی امیری در این نشست به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
در اتاقی که سرد و تاریک است، خیره بر عکسِ روی دیوارم
از سرِ شب نشد که ثانیه ای، از نگاه تو چشم بردارم
با نگاهت نگو که بیخوابی، صبح شد پس چرا نمیخوابی
در حضورت همین مان مانده پلک بر روی پلک بگذارم
مژه هایم عجیب سنگینند، با سرانگشتِ خواب درگیرند
با صفِ اشکها گلاویزند، باید از گریه پرده بردارم
مِه قدم میزند تهِ ایوان، پنجره غرقِ بوسه ی باران
رعشه افتاده بر تن گلدان، در هوایی که از تو سرشارم
لبِ من از لبت طلبکار است خنده هایی که اخم شان کردی
اعتراضِ تو وارد است اینکه: چقَدَر بوسه من بدهکارم
عطرِ تو پر شده درونِ کُمُد، هر چه من شستم اش نشد که نشد
بوی دست لطیف تو مانده روی پیراهن یقه دارم
هوسِ شعر می کنم با تو، می رسم از دل غزل تا تو
میشوی "لا اِلهَ اِلّا" تو، می چکی از دهانِ خودکارم
در نمازم چه می کنی خانم که رسیدم به رکعت پنجم
قبله ام لای موی تو شد گم، من عمیقاً به تو گرفتارم
حلقه ات مانده رویِ انگشتم، خم شده زیر حجمِ غم پشتم
زندگیِ پس از تو را کُشتَم، بین پُک های تلخ سیگارم
 
در ادامه فاطمه کتابی به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
*مادر
مادرم ماه بود
میدرخشید در صورت هامان
در نان سفره مان
در پینه های دست هامان
مادرم یک پرنده ی با احساس بود
نامش پرستو
در سایه ی سروی
به دارش کشیدند
و روحش حلول کرد
در نی یک چوپان غمگین!
*پروانه
دو چشم مشکی تو
عزاخانه ی تمام ظلم هایی
که گلوی نسترن ها را میفشرد... د.
وقتی که میخندیدی
در خطوط عمیق پیشانی ات
رد پای زنی بود
که در کوچه ای تاریک اخرین سرودش را خواند
ای قبله گاه تمام آینه ها!
پیغمبر پروانه ها...
در عجبم خداوند چگونه تاب آورد که یاوه بافان از پیله ی آزادی تو
طاقه طاقه ابریشم سکوت ببافند؟
 
سپس علی مرادخانی به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
برفی که می پوشد هوا را لحظه ای بعد
پُر می کند این ردّ پا را لحظه ای بعد
تو می روی با سوتِ بعدیِ قطار و
می فهمم عمق این صدا را لحظه ای بعد
انگار حرفی بود پُشت شیشه ی تار
وقتی که نشنیدم نوا را لحظه ای بعد
شاید که لحنی ساکت و آرام باشم
وقتی که می گیرد فضا را لحظه ای بعد
خورشید هم مثل تو با یک کیف ابری
گُم می کند این ناکجا را لحظه ای بعد
آن نور، آن سالن و آن راه آهن سرد
از یاد خواهد برد ما را لحظه ای بعد
 
پریناز سعیدی در این نشست به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
از انگشت ها گذر/ هراسیدن
به صدای در مشت / فشردن
چون باریده ها آدم بود / چون آویخته ها گردن بود
با ساق های تو ایستادن / نباید
از برده های تو دیدن / نباید
پناه بر اسم های مسکوت / و دنده های درشتت
که فلوت بودند/ با رمه های آشتی
تاریخ زخم موسمی ست / چون چکیده ها شکوفه بود
چون گریخته ها برهنه بود / نه که شد
نه که رفت / نه که روز
درباره ات گفتن / نباید
 
مرضیه فرمانی، دبیر محفل استاد معین استان گیلان در این نشست به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
دلت با من نبود از اول این را دیر فهمیدم
حواست پرت رفتن بود اما دیر فهمیدم
تو که رفتی، صدای پای تو پیچید در گوشم
شکستم در خودم، افتادم از پا دیر فهمیدم
پس از تو گوشه‌ای کز کرد فارغ از هیاهوها
جهان کوچکم محو تماشا...، دیر فهمیدم
گرفت از چشم‌هایم خواب خوش را بعد تو کابوس
کجا رفت آن‌همه رویای زیبا؟ دیر فهمیدم
برای کشف چشمانت اگر چه سخت کوشیدم
تو را ای راز پنهان، ای معما دیر فهمیدم
شبیه رود سرگردانی از آغوش تو دورم
نخواهم برد راهی سوی دریا دیر فهمیدم
همیشه چوب عاشق بودنم را خورده‌ام، افسوس
چه بد تا می‌کند با عشق، دنیا دیر فهمیدم
در این بازی جهانم هر دو مشتش پوچ خواهد بود
دریغا ای دریغا ای دریغا دیر فهمیدم
 
ژاله افشاری مقدم، دبیر محفل ترمه شهرستان زنجان در این نشست به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
یه دختر ِ جنوبی / نشسته کنج ِ ایران
درد ِ دِلاشو گفته/ به صخره های مرجان
یه دختر ِ بلوچه/ که شَرجیه نگاهش
صدای شرقی ِغم / نشسته توی آهش
با خاک خشک و تیره / سُرمه زده چشاشو
نقش ِ حنا کشیده / تموم ِ دست و پاشو
یه عمره سرزمینش / اسیر ِ سال ِ گریه س
سراب ِ خشک چشماش/ پُر از خیال ِ گریه س
دلش گرفته از شب / که غرقه تو و سیاهی
دلش یه برکه میخواد / دختر ِماه و ماهی
 
محمدعلی استجلو در این نشست به مناسبت روز شعر و ادب فارسی به شعرخوانی پرداخت:
ای درد مشترک تر باران/ ترس پریوشان پریشان
لب میگزی که باد مبادا / پخشت کند میان خیابان
خشکید بذر بخت بلندت / پشت حیاط کوچک زندان
آه ای صدای خوبتر از آب / ای روح گل گرفته ی انسان
آن دست های سبز کجا رفت؟ / آن دستهای نازک و عریان
درد از تو پر کشید و به سر زد / در صبحگاه خونی میدان
ریرا! هنوز می‌رسد از دور / آواز دسته جمعی یاران
ما نام های دیگر دردیم / در جلدهای کهنه و ویران
مرغابیان گم شده در برف / با زخم های کوچک و سوزان
غربال می شویم در این گور / با دف ددف دفیدن طوفان
شعری بخوان که بشنومت باز / ای آخرین طبیعت بی جان
گفتنی است تقدیر از شاعران و نویسندگان، بخش پایانی نشست ادبی «عصر شعر ارغوان» بود.
 














عكس های مرتبط : كلمات كليدی : محفل ادبی
نسخه قابل چاپ